در نگاه حقیر دعا خود به عنوان هدف تلقی می شود.یعنی خود دعا کردن یکی از اهداف مطلوب انسان طالب کمال هست.چراکه در دعا چیزایی نهفته هست و به خودی خود راهیافتی است به کمالات شایانی که هر طالب کمالی در صدد رسیدن به آنهاست.به قول معروف دعا ملازماتی به همراه خود دارد که این ملازمات از لوازم لا ینفک دعا هستند.
برای تفهیم کامل و تسجیل معنی لازم است نکته ایبه عرض رساند:
هرقسمتی از اجزاء هستی یا خود انسان رشد خاصی خودش را دارد.رشد هر چیز متناسب به خود آن چیز هست.مثلا رشد عقل انسان در تعقل و تفکر است و رشد کار عملی انسان در تمرین و تکرار هست.رشد علم در تحصیل علم است که در حقیقت می توان گفت رشد علم در سایه مشهود نمود معلومات است در ذهن انسان.
به هرحال هر جزئی از پیکره انسان طبق حال خودش در رشد قرار میگیرد.
در حقیقت رشد روح انسان از آنجا که خدایی است باید در معرض خود خدا قرار گیرد تا رشد خود را داشته باشد.
اگر رشد علم اینست که انسان خود را نزدیک معلومات نماید و در اثر در معرض قرار گرفتن این معلوم علمی برای او حاصل شود رشد روح خدایی انسان هم به همین مثابه هست.یعنی روح انسان باید در معرض رحمت واسعه و نور عظمت و صفات حسنای او قرار گیرد تا رشد او صورت بگیرد.تا در اثر در معرض قرار گرفتن با این فوج رحمت و فرط نزول برکت و محبت الهی اثراتی از صفات حسنای الهی در روح انسان حاصل گردد.
خود قرآن فلسفه خلفت انسان را عبادت معفی میکند.و زمانیکه به قرآن و روایات رجوع میکنم کاملا برایمان مشهود خواهد گردید که دعا از مصادیق بارز عبادت بشمار می رود.
نه تنها از مصادیق بارز عبادت بشمار میرود بلکه از افضل عبادت و حتی مخ عبادت هم معرفی می شود:
سخن اینجاست که حکمت خلقت ما انسانها عبادت است و رکن و ریشه عبادت هم دعا است...فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ!!
البته قبلا بیان شده بود که عبادت چه گنج پنهان و عجیبی است و در بالا هم بابیانی که گذشت در مورد معرض قرار دادن روح با خداوند توسط دعا به بطور عبادت به خوبی مکشوف می سازد اجلال و اکرامی که خداوند منان بر بندگان ارزانی داشته ..
در یکی از مناجاتهای خمسه عشر امام سجاد علیه السلام که خود مصداق بارز
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى هست و عصمت از سراسر وجود ایشان سرازیر هست خطاب به خداوند این گونه می فرمایند:
و إذا أقبل عليه قربه و أدناه
ای کسیکه در زمانیکه بنده ای رو به او نمود او را نزدیک می گرداند
باید دقت داشت در این عبارت شریف .نزدیکی به خداوند یقینا مکانی نیست .چراکه خداوند همه جا هست و این نوع نزدیکی مکانی در خداوند قابل تصور نیست.پس نزدیکی که در این جا مراد است می توان نزدیک شدن به رحمت خدا دانست یا نزدیک شدن به اسماء حسنای الهی .هر کدام که باشد بهترین حالاتی است که می توان برای یک انسان برشمرد.
انسان با دعا نمودن رو به خدای خود نموده و با این حالت اقبالی خود در حال نزدیک شدن و قرب الهی هست.قرب الهی هم که معنایش بیان شد.
با بیان این مطالب کاملا مشخص می شود که عدم استجابت دعا امکان پذیر نیست.چرا این حالات از لوازم لا ینفک دعا هستند و بدون اختیار این اثرات بر دعا مترتب هست .
تنها اشکالی که می ماند عدم استجابت برخی از دعاهایی هست که ما انجام می دهیم.البته بیا ن شد که هر دعایی مستجاب هست و نحوه استجابت آن کاملا بیان شده اما بازهم دعا اثر دیگر دارد وآن به مقصد رسیدن خواسته دعا کنند هست.
لکن این اثر دعا اگرچه هست اما در برخی موارد بروز پیدا نمی کند و حداقل مصلحتی برای بروز آن نیست.چه بسا بروز این اثر مساوی با مفسده برای دعا کنند باشد.از این رو وسعت فیض الهی هرکز اجازه نمی دهد این بنده به خاطر این کار خوبی که انجام داده دچار مفسده بشود.لذا هم برای اینکه این اثر را هم حفظ شود و هم بصورت خیر به شخص دعا کنند اعطا گردد خداونداز تسریع در احقاق خواسته دعا کنند و یا حتی احقاق این خواسته خود داری نماید.و در عوض در قیامت به اجر و مزد فراوان اعطا نماید.
این در حالیستکه خود دعا جدای از ثوابی که ذکر شد علی القائده دارای اثر و فاید لاینفک هست که آن قرب الهی و نزدیک شدن به اسماء و صفات الهی هست که خودبخود در معرض انوار قدسی و رحمت الهی قرار گرفتن را در بر دارد.