سخن از معیار علم و عقل و اندیشه و حقیقت است. گویا این جمال الوهیّ پشت پرده تمام علم حقیقت است و مشهود انسانها همه و همه انعکاسی از آن وجود لایزال است. و چه علمی راستین تر و چه معرفتی استوار تر از معرفت حقیقت سار حضرت ذوالجلال. !
و چه حرفی صادق تر و چه حکمی محکم تر از حاکم و علیم عالم.. و چه سخنی و مختاری و مرادی حق تر از مراد و مختار و سخن حضرت حق؟ و چه کمالی برای انسان بالاتر و اعلی از معیار شناسایی مراد و حکم و رأی ایزدی؟ و چه علمی بالاتر از علم به این مراتب و مفاخر اولوهی و ربوی حالا باید پرسید کیست معیار شناسایی علم و حکم و رآی حضرت ذوالجلال؟ چه منبعی نزدیک تر به حق از زبان رسول و منادی حضرت حق:پس گوش را سپردن در کلام وحی گونه رسول حق راه کشاست: ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها خداوند با خشم فاطمه خشمگین می شود و با رضایت او راضی می گردد. این گفته پیامبر در مورد دخترشان زهرا (س) چه معنایی جز انتصاب معیار در شناخت حضرت حق و حکم و رضا و غضب به حضرت زهرا (س) دارد؟
همانا که چنان شدت رسوخ زبان عقل (وحی) در روح فاطمی فاطمه،نافذ بوده که مختار و منظر واندیشه فاطمه هم وحی گونه هست و مرضی مسخط حضرت حق و حقیقت می باشد. علم انست که مخبر و مرآی حق و حقیقت باشد. و چه حقیقتی روشن تر و در وجود چه وجودی شدیدتر از خالق کون و مکان و ایجاد است؟ و چه کمالی والاتر از معیار شناخت رضا و غضب حضرت ذوالجلال